تاريخ : Wed 6 Jan 2010 | | نویسنده : محمدرضا

علل پیشرفت ژاپن

مجمع الجزایرژاپن که از چهار جزیره بزرگ و هزاران جزیره ی کوچک تشکیل شده است در غرب اقیانوس کبیرو انتهای شرقی قاره ی آسیا قرار دارد،این کشور،از شرق وغرب و جنوب به اقیانوس آرام و از شمال و شمال غربی به دریای ژاپن،که کره و ژاپن را از یکدیگر جدا میکند محدود است.

ژاپن در حدود377435 کیلو متر مربع وسعت دارد،از این مقدار:253581 کیلو متر مربع جنگل،57536 کیلو متر مربع اراضی قابل کشت و 6717 کیلو متر مربع اراضی قابل سکونت و بقیه دریا چه های زیبا و رود های سریعی هستند که از دامنه های سر سبز سرلزیر می شوند.

این کشور طبق سر شماری های به عمل آمده 113490000 نفر جمعیت دارد.

هوای این کشور را می توان به طور کلی یک هوای معتدل دانست.

علل پیشرفت ژاپن:

در مراکز دانشجویی تو کیو وقتی دانشجویان خارجی دور هم می نشینند و اوضاع ژاپن رابا کشور هایشان به مقایسه می گیرند و خط آهن های روی زمینی و زیر زمینی هفت طبقه ی توکیو، برق قوی 7درصد اتمی و بی خاموشی سراسر ژاپن، وسائل ارتباط جمعی بسیار پیشرفته و صنایع شگفت انگیز آن کشور را در کنار امنیت و ثبات و آزادی و رفاه مردم آن برای همدیگرتعریف می کنند، افغانی ها از نداشتن خط آهن و تلویزیون گلایه می کنند و عرب ها از این که همه ی پول نفتشان را برای خرید اسلحه به جیب آمریکا و اروپایی ها می ریزند و ایرانی ها از بسیاری چیزهای دیگر.

تاثیر این تیکنیک پیشرفته و آن رفتار انسانی در خارجی ها آنچنان شگرف است که هیچ یک از آنان نمی توانند از تحسین این کشور و این مردم خودداری کنند.

در چنین شرایطی همه مایلیم که به رمز و علل این موفقیت هاپی ببریم.

مردم ژاپن از نژادمغول شمال آسیا هستند که با مالزی ها و اندونزی ها مختلط شده اند تا آنجا که می دانیم این ملت ها از نظر استعداد وهوش هیچ گونه امتیازی بر سایر ملل ندارند. تاریخ ژاپن نیز گویای همین حقیقیت است. شما نمی توانید در طول هزارا نسال سابقه ی تاریخی ژاپن کسانی را بیابید که از نظر فکری بر جستگی خاصی داشته باشند. مهم تراین که این کشور نتوانسته است در قرون گذشته در عرضه کردن فیلسوف،مخترع،مکتشف و دانشمندان نامی با سایر کشور های اروپایی و ممالک آسیای غربی برابری کند.

این حقیقت را یک انسان کنجکاو حتی در حال حاضر هم می تواند در ژاپن لمس کند این است که انگشت حیرت به دهان می گیری که مردم چگونه توانسته اند چنین پیشرفت کنند.بهترین روش تحقیق در یک جامعه، شناخت واقعیت های عینی در آن جامعه می باشد.

اگر بتوانیم واقعیت های موجود در ژاپن رابشناسیم،می توانیم به خوبی به علت یا علل پیشرفت آن کشور پی ببریم.

در ژاپن سنتی بودن مردم، دموکراسی واقعی، عدالت اقتصادی و بالا بودن سطح آگاهی عمومی بیش از هر چیز توجه یک انسان کنجکاو را به خود جلب می کند.

درباره سنتی بودن مردم ژاپن گفتن این موارد ضروری است.اگر ملتی در عین بهره گیری صحیح از فرهنگ و تمدن از فرهنگ و تمدن بیگانه،بیگانه زده نشود نه تنها چیزی از دست نمی دهد بلکه همواره برآنچه دارد چیز های می افزاید واز مجموع آنها وسیله ای می سازد برای عبر از تنگناها و دست یافتن به جامعه ای نیرومند واقتصادی سالم، ژاپنی ها این چنین عمل کردند تیکنیک غرب را گرفتند و با اصالت شرقی خود به تکمیل آن پرداختند. نتیجه آن شد که به پیشرفت صنعتی دست یافتند و از سیئات آن کم و بیش دور ماندند.

دموکراسی  را در ژاپن به معنای واقعی کلمه می توان یافت مردم ژاپن برای بیان افکار وعقاید خود آزادی کامل دارند. برای هیچ کس هیچ گونه محدودیتی در لنتخاب راه زندگی، پیوستن به احزاب مخالف یا موافقت با روش حکومت و انتقاد از قوانین موجود یا مورد پیشنهاد دولت وجود ندارد. هر کس می تواند با کمال آزادی در مجامع عمومی یا از طریق وسائل ارتباط جمعی عقید خود را بیان کتد و انتقادات خود را عنوان نماید در خیابان های توکیو بار ها افرادی دیده می شوند که بروی سکوها یا سقف اتومبیل ها می ایستند و با بلند گوهای دستی عقاید خود را برای مردمی که دورشان جمع شده بودند تشریح می کردند و نظرات اصلاحی خود را درباره ی حکومت و مسئولین امر با مردم در میان می گذارند. نمایندگان مجلس ژاپن نمایندگان واقعی مردم هستند و خواسته های آنان را عنوان می کنند و برای تحقق اهدافشان تلاش می نمایند. آنها چاره ای جز این کار ندارند. زیرا در غیر این صورت آماج حملات و انتقادات شدید مردم خواهند شد و اعتبار و نفوذ خود را از دست خواهند داد. در سایه ی همین دموکراسی واقعی ،عدالت اقتصادی باری مردم ژاپن یک واقعیت عینی است نه یک رویای شیرین.

اینها که بر شمردیم، هر چند عوامل مهمی برای پیشرفت ژاپن هستند، اما اگر خوب در آنها دقت کنیم خواهیم دیدکه همگی با همه اهمیتی که دارند اموری هستند روبنائی که خود از عوامل مهمتری ریشه می گیرند. عامل زیر بنایی و اصیلی که سبب می شود ملتی بیگانه زده نشود و به هیچ قیمتی آزادی خود را از دست ندهد و رویای شیرین عدالت اقتصادی را به واقعتیتی عینی تبدیل کند، بالا بودن سطح آگاهی آن ملت است.

مردم ژاپن هر چند از استعداد و هوش متوسطی برخوردارند اما در اثر تلاش خستگی ناپذیرشان برای کسب هرچه بیشتر دانش ها و مهارت ها با برخورداری از تسهیلات لازم در امر فراگیری، توانسته اند سطح آگاهی های خود را به مقدار بسیار زیادی بالا ببرند. آنها آنچنان به مطالعه علاقمند هستند که حتی در بازگشت از کار طولانی و سنگین روزانه شان در حالیکه آثار خستگی را به خوبی می توان در چهره هابشان مشاهده کرد، سالن  قطار های شهری را با سالن کتابخانه به اشتباه می گیرند ولحظه ای از مطالعه غافل نمی شوند.گفته می شود بیش از 50 درصد ژاپنی ها فارغ التحصیل دانشگاه ها هستند و 95 درصد آنها تحصیلات متوسطه را به پایان رسانده اند. در عین حال، مردم ژاپن به داشتن ورق پاره ای بنام لیسانس یا دکتری دل خوش نمی کنند. آنها در تحصیلاتشان بیشتر دنبال فهمیدن هستند تا به دست آوردن مدرک.

اینست که برای مطالعاتشان مرز و پایانی وجود ندارد و همیشه و در هر سنی کتاب خواندن و کسب دانش و مهارت بخشی از وقتشان را پر می کند با لا بودن سطح آگاهی مردم ژاپن را از تعداد کتاب هایی که در هر سال در آن کشور منتشر می شوند می توان استنباط کرد. تعداد کتاب های نوی که در هر سال  در ژاپن منتشر می شوند، برابر است با تعداد کل کتاب های از زمان اختراع صنعت چاپ تا کنون در ایران منتشر شده اند.

در این زمینه به مطلبی که در روز نامه کیهان شماره 10318 آمده است. توجه کنید:آمار موجود می گوید:از آغاز صنعت چاپ تا کنون در حدود 50 هزار عنوان کتاب و جزوه در ایران منتشر شده است. برای مقایسه بد نیست بدانید که در آمریکا سالانه 100هزار و در ژاپن وانگلستان در حدود 50هزار کتاب تازه منتشر می شود .

بنابراین اگر مقصود از آغاز صنعت چاپ آغاز پیدایش آن باشد تا کنون 580سال از آن می گذردو اگر مقصود آغاز بهره برداری از چاپخانه در ایران باشد تاکنون 430سال از آن می گذرد.

دریغا که ملت های مسلمان با داشتن آن همه مایه فکری و ارزشهای معنوی و میراث های فرهنگی بیگانه زده شده اند و به جای این که با جهل بی خبری وداع کنند؛ به این میراث ها روی آورده اند. به میراث هایشان پشت کرده اندو به بی خبری روی آورده اند. راستی اگر آنها با بهره گیری از استعداد هایی که دارند به فرهنگ درخشان اسلامیشان تکیه می زدند و ارزشهای خود را یاد نمی بردند علاوه بر غنایشان در زمینه ی معارف پر بهای بشری پیشگامان تکینک جهان امروز نبودند؟

از یاد نبریم که ژاپنی ها فقط تکنیک دارند و از ارزشهای فرهنگی و معارف بشری ارزشمندی که داریم محرومند. این محرومیت معنوی چیزی است که خود ژاپنی ها هم به آن واقفند و از آن رنج می برند.آیا فکر می کنید اگر ما با تکیه به ارزشهای معنوی خود به پرورش استعدادها می پرداختیم و خود را با آگاهی کامل علیه یغما گران ثروت های مادی و معنویمان بسیج می کردیم، باز هم از کشور پیشرفته ای چون ژاپن عقب تر بودیم؟!

منبع : اسلام در ژاپن